سلام
خیلی وقت بود پستی ارسال نکرده بودم دلیلش این بود که درگیر درسام و مدرسه و امتحانات و.. بودم .
تو این پست یه خاطره از معلم تاریخمون میگم .
ایشون از طرف اداره برای بازدید از یکی از دبیرستان های پسرانه دوره ی اول متوسطه رفته بودن . وقتی با مدیر اون دبیرستان وارد حیاط میشن میبینن که دانش آموزان یک کلاس بدون مربی توی حیاط هستن و دلیلش رو از مدیر میپرسن ، مدیر میگه : اینها دانش آموزان کلاس نهم هستن که این ساعت تاریخ دارن اما معلمشون امروز نمیاد . معلم تاریخ ما از مدیر میخواد که امروز ایشون معلم این دانش آموزا باشه چون خودشون هم معلم تاریخ هستن ، و مدیر باکمال میل قبول میکنه چون این کار باعث میشه وقت دانش آموزان تلف نشه .
مدیر به سمت دفتر و معلم به سمت پسرا میره و از اونا میخواد که برن کلاسشون . وقتی همه ی پسرا میرن کلاس همه ساکت میشینن سرجاشون (البته این ساکت بودن به خاطر این بوده که معلم خودشون مرد واین معلم زن هستش) معلم ما خودشو برای پسرا معرفی میکنه و پسرا میگن پس میخواین درس بدین؟
اما معلم ما میگه : نه من که معلم واقعیه شما نیستم پس ممکنه به روش تدریس من عادت نداشته باشید .امروز میخوام براتون صندلی داغ بزارم (همون صندلی صمیمیت ) . بیشتر پسرا نمیدونستن این چیه اما یکی که کامل میدونست برای دوستاش توضیح داد که صندلی داغ چی هستش .
معلم ما خودش وقتی دانش آموزا روصندلی هستن خیلی سوالا میپرسه که الان فقط دوتاش موضوع صحبت من هستش
یکی از سوالا اینه که معیار شما برای انتخاب همسر چیست ؟ که البته جواب بیشتر پسرا زیبایی بود .
وسوال بعدی آیا شما دوست دختر دارین؟ چندتا؟ و همه پسرا دوست دختر داشتن که بیشترین آمار مربوط به یک پسر 14ساله میشد که تواین سن22تا دوست دخترداشت وباعث حیرت همگان شده بود معلم از پسرا میپرسه که چرا اینقدر دوست دختر دارن و جواب یکی از پسرا این بود :
دخترا خودشون قدر خودشونو نمیدونن و خودشونو سبک میکنن
امید وارم متوجه شده باشین دیگه .
ماجرا کاملا واضح بود.
نویسنده : حجاب |
بازدید : 147 |
تاریخ : پنج شنبه 16 ارديبهشت 1395 ساعت : 19:1